رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

در محضر شیخ اسماعیل دولابی

《هر جا غصه دار شدی استغفار کن》

استغفار امان انسان است

به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای ، اذیتت کرده اند؟ گناهی کردی؟

محزون که شدی استغفار کن . چه غم خود را داشته باشی و چه غم مومنین را ،

استغفار غم ها را از بین می برد همانطور که وقتی خطا می کنی همه صدمه میخورند ،

مثلا وقتی چند نفر کفران می کنند به همه ضرر می رسد ،

استغفار که می کنی به همه ما سوای خودت نفع می رسانی.



[ ۱۳٩٥/۳/۳٠ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

وقتی به آسمون نگاه میکنیم, میلیون ها ستاره پیش چشمهامون خودنمایی می کنند, اما فقط یکیشون نظر ما را جلب می کنه, حتی اگه کم نور تر , دورتر, باشه یا حتی اگه چشمک زدن بلد نباشه, خوب که خیره میشیم بقیه ستاره ها حسودی می کنند, بعضی ها حرکت می کنند, بعضی ها چشمک میزنند, بعضیها هم نورشون رو زیاد و زیادتر می کنند, اینجاست که اگه چشممون رو از ستاره اول برداریم,به هوای ستاره بهتر دیگه ستاره قبلی رو نمیتونیم پیدا کنییم, ستاره قبلی خودشا یواش یواش پشت بقیه قایم می کنه, نورشا کم می کنه... جالبیش اینه که هیچ کدوم جای اونو نمیگیره!... تو زندگیمون گاهی بقیه واسمون ستارند, گاهی خودمون ستاره کسی دیگه میشیم, حواسمون باشه برای با هم بودن همیشه زمان نداریم, گاهی به اندازه یه تغییر نگاه به ستاره های حسود...


#پیمان_اسماعیلی

[ ۱۳٩٥/۳/٢٩ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

میخواهمت . . .
ولی . . .
 دوری . . .
خیلی خیلی دور . . .
نه دستم به دستانت میرسد
نه چشمانم به نگاهت . .

چاره ای کن !!!!
 تو را کم داشتن ....
 . . .کم نیست . .
درد است...

 

+چطوریاس یکی بدلیل مشکل مالی از زندگیش عقب می مونه ولی یکی دیگه انقد داره که نمیدونه چطوری خرج کنه؟؟؟؟

*کمک مالی میخوام

[ ۱۳٩٥/۳/٢٦ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

تقریبا میشه گفت در بیشتر مسائل تفاهم داریم

اِلا در علم ِ‌ تعبیر ِ خواب

همیشه نظرامون فرق داره

خب من کتاب دارم و با توجه به اون تعبیر میکنم ولی جانان برداشت ِ‌ خودشو میگه

کدوممون معتبرتره؟

[ ۱۳٩٥/۳/٢٦ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

گناه، عامل نزول انواع بلاها

مردم را باید تشویق کرد که دست از گناه بردارند. خدا گره ‏ها را باز می‏کند.

امام صادق  علیه ‏السلام می‏فرماید:

« وَ قَصَّرَ أَعْمارَها وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجّارُها »

گناه، عمرها را کوتاه می‏کند. مرگ مفاجات و ناگهانى می ‏آورد. کاسبى ‏ها را در سطح مملکت ویران می‏کند، تمام مغازه‏ ها خلوت میشود و چرخ کاسبى از کار مى ‏افتد و همه دچار حیرانى میشوند.

« وَ لَمْ تَغْزُر أَنهارُها وَ لَمْ تَزْکُ ثِمارُها »

رودخانه ‏ها را خشک می‏کند. رودخانه ‏اى که روزگارى پر از آب بود، ناگهان آب کمى از وسط رودخانه می‏رود که براى کشاورزى و هیچ چیز دیگرى فایده ‏اى ندارد. تمام درخت‏ها شکوفه میکنند، اما ناگهان سرما می‏زند و همه را سیاه می‏کند که درخت‏ها میوه ندهند، هیچ کس نیز هیچ کارى نمیتواند بکند.

« وَ سَلَّطَ عَلَیها شِرارُها »

مردم شرور را بر آنها مسلّط می‏کند که این اداره به آن اداره بدوند و کسى براى آنها دل نسوزاند که کارشان را حل کند. بدان را بر آنها مسلّط می‏کند که به آنها رحم نکنند.


« وَ حَبَسَ عَلَیها أَمْطارَها »

به ابرها می‏گوید: بالاى شهرها بروید، ولى باران را در کویرها خالى کنید و به سر مردم خالى نکنید. این‏ها مستحق برکت باران نیستند. دیگر کسى نمی‏تواند جلوى این‏ها را بگیرد.

و خلاصه همان می‏شود که خدا در قرآن می‏فرماید:

« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ »

منبع:استاد انصاریان-سایت عرفان.

[ ۱۳٩٥/۳/٢٤ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

به نام خدا

جزء 28

1)همانا کسانى که با خدا و رسولش دشمنى مى‏کنند، سرکوب شده‏اند همان گونه که پیشینیانشان سرنگون شدند و همانا ما نشانه‏هاى روشنى نازل کردیم و براى کافران عذابى خوار کننده است.(آیه 5 سوره مبارکه مجادله)

2)اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هرگاه به شما گفته شود در مجالس (براى دیگران) جا باز کنید، پس جا باز کنید تا خدا نیز براى شما گشایش دهد و هرگاه گفته شود برخیزید،برخیزید. (بزرگى، به نشستن در جاى خاص نیست، بلکه) خدا از میان شما کسانى را که ایمان آورده و کسانى را که صاحب علم و دانش‏اند، به درجاتى رفعت و بزرگى مى‏دهد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید به خوبى آگاه است.(آیه  11 سوره مبارکه مجادله)

3) خداوند حکم کرده است که همانا من و پیامبرانم (بر کافران و منافقان)چیره خواهیم شد. همانا خداوند قدرتمند شکست‏ناپذیر است.(آیه 21 سوره مبارکه مجادله)

4) آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح کنند (و خدا را به پاکى مى‏ستایند) و اوست قدرتمند شکست ناپذیر حکیم.(آیه 1 سوره مبارکه حشر)

5)(بخشى از فیئ) براى مهاجران فقیرى است که از خانه‏ها و اموال خود بیرون رانده شدند و در پى فضل و رضوان الهى هستند و خدا و رسولش را یارى مى‏کنند، آنان همان راستگویانند.(آیه 8سوره مبارکه حشر)

6) قطعاً ترس و وحشتى که از شما در دل منافقان است، سخت‏تر از خوفى است که آنان از خدا دارند و این به خاطر آن است که آنان فهم و معرفتى ندارند.(آیه 13 سوره مبارکه حشر)

 

 

 

[ ۱۳٩٥/۳/٢٤ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

از اون مدل زندگی هایی که مخفیانه و مرموزانه هست بدم میاد

مثلا زندگی ِ‌ موش

وای موش خودش یه موجود چندش آوره ِ‌ کثیفه

چه برسه به اینکه باهاش هم اتاق باشی و ندونی

دیشب تو اتاقم رو تخت دراز کشیده بودم (دقت کنید که رو تخت بودما)‌ یه دفه دیدم یه چیزی رو پام راه میره 

اولش فکر کردم توهم زدم چون تاریک بود ملافه ای که رو پاهام بود رو پرت کردمو به کارم که صحبت کردن با جانان بود ادامه دادم

بعد دیدم نه انگار خیلی داره صدا میاد

زیر تختم یه سری خوراکی داشتم چراغ قوه ی موبایلمو انداختم،‌دمشو دیدم اولش فکر کردم مامولکه داشتم از ترس سکته میکردم

بعدش گفتم خب مارمولک کاری نداره و خودمو دلداری دادم که یه دفه دیدم از گوشه ی تخت یه چیزی تکون خورد و اون موقع بود که دیگه مطمئن شدم موش بود بدنم مث ِ‌ چی میلرزید....

تنها کاری که کردم این بود که خوراکی ها رو از زیر تخت برداشتم گذاشتم رو تخت و بالشت و گوشیهامو برداشتم و اومدم بیرون و درو بستم

مامان و بابا هم خواب بودن

به جانان قضیه رو گفتم ،‌نمیدونم باور نکرد !!!!!!! چون میگفت برو تو اتاق نمیدونم چه فکر ی کرده بود ...

وای خیلی ترسیده بودم و بیشتر چندشم میشد که حالا میره تو وسایلم

تازه یادم افتاد که کیفم رو زمینه و درشم بازهفکر اینکه نکنه بره تو کیفم مث ِ‌ خوره افتاده به جونم حالا خوراکی ها به دَرَک

هر چی هم به جانان میگفتم اصلن عین ِ‌ خیالش نبود ،‌ینی در واقع کاری از دستش بر نمیود جز اینکه بحثو عوض کنه که من حواسم پرت بشه که همین کارم کرد

یکم رفتم تو حیاط ،‌ خواب از چشمم پریده بود ولی اومدم دراز کشیدم رو مبل و از شدت استرس که حالا داره چکار میکنه ؟ اصلن از کی اومده ؟چطوری اومده ؟ دیگه خواب به چشمم نیومد

تا دیگه سحر شد و مامان اومد ازم پرسید چرا اینجا خوابیدی که براشون گفتم چی شده ....

بابا  صبح چسب گذاشت تو اتاق و منم با ترس و استرس وسایلمو برداشتمو اومدم تو حال لباس پوشیدم و اومدم سرکار

الانم جرأت ندارم زنگ بزنم از مامانم بپرسم چی شد

خیلی استرس زا بود

خدا ازش نگذره که انقد منو ترسوند چندش ِ‌ بی خاصیت

 

فردا نوشت: موشی در کار نبود تمام اتاقو ریختیم بیرون هیچی نبودنگران

[ ۱۳٩٥/۳/٢۳ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

 چرا ملکوت آسمان ها را نمی بینیم؟!

رسول خدا صلی الله علیه و آله :لولا أنَّ الشَّیاطینَ یَحُومونَ على قُلوبِ بَنی آدمَ لَنَظَروا إلى مَلَکوتِ السَّماءِ؛

اگر شیاطین، گرد دلهای آدمیان نمی چرخیدند، هر آینه آنان ملکوت آسمان‏ها را مى ‏دیدند.

 المحجّة البیضاء : ج2، ص125

[ ۱۳٩٥/۳/٢٢ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

از وقتی اینجارو شرو کردم قصدم نوشتن حرفهای تو دلم بود و خالی شدنم برا خودم

فکر میکردم اینجارو هیچکس پیدا نمیکنه و خیلی راحتتر از اون چیزی که فکر میکنم میتونم بنویسم

ولی اگه ی چیزایی رو بنویسم دوستم میخونه و پی میبره چه دوست ِ‌ احمقی داره یا جانان ایراد میگیره ننویس

برا همین هیچ حرفی نمی مونه برا نوشتن

فقط گاهی متن عاشقانه ای چیزی به چشم قشنگ بیاد مینویسم یا حالا که تصمیم گرفتم نکته ی اخلاقی بنویسم البته نمیدونم چقدر دوام بیاره

[ ۱۳٩٥/۳/۱٧ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

دوستان عزیز خاموش و روشن سلام

از امروز بین پست های عاشقانه و روزانه یه سری نکات اخلاقی می نویسم ،‌باشد که رستگار شوم

برای شروع یه متنی خیلی چشممو گرفت و بد ندیدم برای ثبت 

منتظر نظرات گران قدر دوستان گرامی هستم مخصوصا خاموش ها

 

زمینه_های_پیدایش_گناه

جهل و حماقت ، زمینه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به سوی گناه می کشاند.

جهل به خدا، جهل به هدف ازآفرینش ، جهل به قوانین خلقت ، جهل به زشتی گناه و آثار آن .

چنانکه یک فرد جاهل و بی سواد غذای آلوده به میکروب را بر اثر جهل به آسانی می خورد، ولی یک دکتر میکروب شناس ، هرگز آن را نمی خورد.

♨️در دوران جاهلیت که گناهان گوناگون ، سراسر زندگی مردم را گرفته بود، بیشتر بر اثر جهل و حماقت بود.

برای توضیح به این آیات توجه کنید:

بنی اسرائیل به موسی گفتند: برای ما معبودی (از بت ) قرار بده چنانکه آنها (بت پرستان ) معبودانی (از بت ) دارند.

موسی گفت : شما جمعیتی جاهل و نادان هستید.

از زبان حضرت لوط علیه السلام خطاب به قومش می خوانیم :

آیا شما به جای زنان ، به سراغ مردان ، از روی شهوت می روید؟ شما قومی جاهل هستید.

و در آیه 89 سوره ی یوسف می خوانیم

یوسف (به برادران خود) گفت : آیا دانستید که با یوسف و برادرش (بنیامین ) چه کردید؟ آنگاه که جاهل بودید.

منبع:کتاب گناه شناسی محسن قرائتی

کانال از ترک گناه تا یاوری امام عصر عج


[ ۱۳٩٥/۳/۱٧ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

دست ساز هستن

ziz4_img1464591045177.jpg

 

trt5_img1464591137738.jpg

[ ۱۳٩٥/۳/۱٠ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

میگه:

اگه دوستش داری حفظش کن

با چنگ ُ دندون

چون زمانکه میگذره هیچی سخت تر از،‌از دست دادن کسی نیست که برای از دست ندادنش باید با جون ُ‌دل می جنگیدی

 

بنظرتون راست میگه؟؟؟؟؟؟

[ ۱۳٩٥/۳/۱٠ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

بریدا جان ِ‌ عزیزم ممنون گلم

دستت طلا

خیییییییییییلی خوشحال شدم که کشیدی خانوم ِ‌ هنرمند نمیدونی چقد ذوق کردم (کاش بعضی ها یاد میگرفتن  هنر که داری!!!!!)

عالیه

حیف که کامنتارو بستی وگرنه بلد بودیم چطور قدردانی و تشکر کنیم و حال این پست به پاس زحمات شما می باشد در این زمینه

و یه چیز دیگه با عرض شرمندگی دیر دیدم ینی وبتو بسته بودی ندیدم ببخشید

فقط یه چیزی :چرا دوتا؟؟؟ عایا مفهوم خاصی دارد؟

[ ۱۳٩٥/۳/٥ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

نمیدانم...

ڪدام را راضے ڪنم؟؟

دلے ڪہ

میخواهد عاشـق باشد....

یا

عقلے ڪہ

میخواهد عاقـــل باشد....

[ ۱۳٩٥/۳/٤ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

حدود یک سال پیش یه خوابی دیدم

خواب دیدم با جانان دست در دست هم یه جای خیلی قشنگ و سرسبز که یه جشنی هم بود قدم میزدیم و حرفای عشقولی میزدیم

یه اتفاقات دیگه ای هم تو خواب افتاد که معذورم از گفتنشون

خوابم تعبیر شد امروز اگه خدا بخواد قرار بریم بیرون جشن تولد امام زمان

فقط دست در دست نیستیم و قرار نیست اتفاقای اونطوری بیفته

فقط قراره حرف بزنیم

راستی هنوز ساعت دقیقش مشخص نیست

قلبم داره از جا در میاد

[ ۱۳٩٥/۳/۱ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]

من ...
با تو می نویسم و می خوانم ؛
من ...
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من
جای راه رفتن ...
پرواز می کنم !!

#فریدون_مشیری

[ ۱۳٩٥/۳/۱ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب