رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

شهریور عاشق انار بود،
اما هیچوقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است،
امّا هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار میرسید
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند؛
دانه های دلش خون شد و تَرَک برداشت
سالهاست انار سرخ است،
سرخ از داغی و تندی عشق...
و
قرن هاست شهریور بوی پاییز میدهد

[ ۱۳٩٥/٧/٥ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب