رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

عکس جانان شده پس زمینه گوشیم،‌شبا تا چند ساعت خیره میشم تو چشماش و باهاش حرف میزنم همون حرفایی که روزگار اجازه نداد هیچوقت به خودش بگم،

می گفت انتظار ندارم فراموشم کنی و کسی رو جایگزینم کنی ولی به منم فکر نکن

آخه مگه میشه آدم به زندگیش فکر نکنه؟

مگه آدم بدون امید زنده می مونه؟

همچنان در برابر نامزد شدن مقاومت می کنم،‌خیلی سخته ولی تمام تلاشمو میکنم،

فقط بعضی وقتا یاد آخرین راهکار میفتم که روز اخر نتونستم بهش بگم و موند تو دلم،‌کاش کمتر گریه کرده بودم و گفته بودم،‌

دست از تلاش بر نمیدارم تا جون دارم تمام تلاشمو میکنم برا بدست آوردنش، به راحتی و تو یه لحظه عاشقش نشدم که بخوام به راحتی از دستش بدم و اجازه بدم برا یکی دیگه بشه،‌

امروز و امشب بی قراریشو احساس میکردم میدونم برا اونم سخته ،‌خودش گفت یه هفته ارتباطمون قطع ببین میتونی یانه،‌امروز چندین بار رفتم سرگوشیم که بهش زنگ بزنم و بگم نتونستم کم آوردم ،‌

یه حسی بهم میگفت اون طرف خطم همین حال رو داره و همین مسئله باعث شد روز و شب سختی رو بگذرونم

[ ۱۳٩٥/٧/٢۳ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب