رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

-با بغض و اشک و آه گفتم قول بده به بدنت آسیب نزنی،

+گفت:تو قول بده گریه نکنی منم قول میدم به بدنم آسیب نزنم

-باهمون حال گفتم قول بده مواظب خودت باشی

+گفت توام مواظب خودت باش

 

الان نیس ببینه چه حالی دارم،‌نیس ببینه چی بر سرم اومده، از شدت تب لبم تبخال زده و خوب نمیشه چون هر شب خوابهای پریشان میبینم ، یه شب از شدت فشار عصبی و خوابی که داشتم میدیدم از تخت افتادن و سرم بدجور خورد رو زمین

روزا گیج و منگم

سرِکار فشار های عصبی زیادی رو تحمل میکنم و همکارم مدام در حال ایجاد جو برعلیه منه

 

حال ِ‌ خرابتر از حال ِ‌ من وجود داره؟؟؟

[ ۱۳٩٥/٧/٢٧ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب