رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

قول داده بودم عکس نی نی کوچولو رو بزارم این (حذف شد)عه ببخشید اشتباه شد این نی نی بزرگه بود که وسایل نی نی کوچولو رو صاحب شده الانم خوابیده تو کرییرش

این(حذف شد) نی نی کوچولوئه... قیافش مثل عروسکهچشمک

خب از نی نی ها بگذریم

دیروز عصر که داشتم می رفتم خونه اینو(حذف شد) خریدم بعد که رسیدم خونه هیچ کسی نبود منم تصمیم گرفتم خودم همشو بخورم (البته من اصلا اهل این چیزا نیستم و کلا با شیرینی جات میونه ی خوبی ندارم) خلاصه دو تاشو که خوردم حالم بد شد و درشو گذاشتم و پرتش کردم زیر تخت...

بعدشم یادم رفت برم سراغشون ...فکر کنم دیگه الان مورچه ها برا خودشون جشن گرفتن... خخخخخخ

 

[ ۱۳٩٤/۸/۱٢ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب