رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

داشتم جانان رو تو لباسی که براش خریدم تصور میکردم و بغلش میکردم شکلک-های-زرد-متحرک-shabhayetanhayi (6)

که ناگهان صدای مهیبی سکوتم رو در هم شکست

هاج و واج به دور و اطرافم نگاه کردم که چی بودشکلک-های-زرد-متحرک-shabhayetanhayi (38)

چی شد؟

که دیدم تخم مرغی که گذاشته بودم رو بخاری ترکیده و همه ی دل و رودش ریخته رو بخاری و داره جلز و ولز می کنه

خلاصه تک و تنها داشتم از خنده روده بر میشدمقهقهه

بعدش بازمانده های تخم مرغ که تو پوستش مونده بود رو خوردم خیلی هم خوشمزه شده بود

 

پی نوشت: تخم مرغ رو که بزاری رو بخاری پخته بشه خیلی خوشمزه میشه یجورایی برشته میشه فقط نباید مدت زیادی بمونه که این اتفاقی الان برا من افتاد میفته من یادم رفته بود بردارمش خخخخخخخخخخخخخخخخخخخشکلک-های-زرد-متحرک-shabhayetanhayi (82)

در ضمن الان دارم از بوی تخم مرغ سوخته ی ِ رو بخاری خفه میشم شکلک-های-زرد-متحرک-shabhayetanhayi (2)

[ ۱۳٩٤/۱٠/۱۳ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب