رازهای ِ عمیق ِ بین ِ من و تو
زیباترین اسارت ِزندگی ِ من: تو 
قالب وبلاگ

حدود یک سال پیش یه خوابی دیدم

خواب دیدم با جانان دست در دست هم یه جای خیلی قشنگ و سرسبز که یه جشنی هم بود قدم میزدیم و حرفای عشقولی میزدیم

یه اتفاقات دیگه ای هم تو خواب افتاد که معذورم از گفتنشون

خوابم تعبیر شد امروز اگه خدا بخواد قرار بریم بیرون جشن تولد امام زمان

فقط دست در دست نیستیم و قرار نیست اتفاقای اونطوری بیفته

فقط قراره حرف بزنیم

راستی هنوز ساعت دقیقش مشخص نیست

قلبم داره از جا در میاد

[ ۱۳٩٥/۳/۱ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ رز ِ سپید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از روزگار باید درس گرفت به امید خوشبختی
امکانات وب